
مقاله عيد غدير در اسلام تحت pdf دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد مقاله عيد غدير در اسلام تحت pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله عيد غدير در اسلام تحت pdf ،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد
بخشی از متن مقاله عيد غدير در اسلام تحت pdf :
عید غدیر در اسلام
كتاب ارزشمند و عظیم ((الغدیر))، اثر محقق بزرگوار و عاشق اهل بیت و مدافع بزرگ حریم ولایت و امامت ، علامه عبدالحسین امینى (1320 – 1390 ق ) از ذخائر گرانقدر شیعه است كه بر اساس قرآن و حدیث و منابع تاریخى به دفاع از حق و رفع و دفع شبهات مخالفان پرداخته و از چنان تتبع و كاوشى عمیق برخوردار است كه براى بعضى باور این نكته كه این كار بزرگ و سترك از عهده یك نفر برآید، دشوار است . مباحث سودمند و ابتكارى كه در الغدیر آمده ، سزاوار آگاهى عموم است .
اصل كتاب به زبان عربى است و به فارسى هم ترجمه شده است . اما شاید بسیارى از علاقه مندان ولایت ، حوصله یا مجال مطالعه مجموعه عظیم و چند جلدى الغدیر را نداشته باشند.
از این رو این موسسه بر آن شد كه برخى از موضوعات بحث شده در ((الغدیر)) را، بصورت گزینشى و خلاصه ، تدوین و در اختیار عموم قرار دهد، تا ازاین چشمه فیض ، بهره مند شوند.
در این كار، علاوه بر ترجمه ، نوعى تلخیص و چكیده نویسى به كار رفته است ، تا مباحث مبسوط و فنى و نقلهاى فراوان یك مساله از منابع بیشمار، براى خواننده فارسى زبان خسته كننده نباشد.
امید است كه این سلسله جزوات ، پیروان اهل بیت (ع ) را با معارف شیعى و دیدگاه ها و تحقیقات علامه امینى در اثر ماندگارش ((الغدیر)) آشناتر سازد و گامى در تقدیر از خدمات و زحمات این بزرگ مدافع ولایت علوى محسوب گردد و عنایات خاصه مولى الموحدین ، امیرالمؤ منین على بن ابیطالب (ع ) را فراهم آورد. ان شاء الله .
معاونت پژوهشهاى فارسى
پیشگفتار مترجم
در اینكه ((امامت ))، تداوم خط نورانى ((رسالت )) و ضامن اجراى احكام خدا در جامعه است ، شكى نیست و بدون این پشتوانه ، دین الهى از حالت قانون به صورت اجرا در نمى آید.
پیش بینى مكتب وحى براى این منظور، همان ((وصایت )) است كه در مورد پیامبران گذشته نیز تحقق داشته و انبیاء الهى براى ادامه دین خداپس u200d از خودشان ((وصى )) معرفى مى كردند تا هادى مردم و مبین شریعت باشد.
در اسلام ، آن چه كه در روز هیجدهم ذى حجه سال دهم هجرى در ((غدیر خم )) پیش آمد و حضرت رسالت ، به فرمان الهى امیرالمؤ منین على (ع ) را به امامت و وصایت و خلافت تعیین نمود، یكى از حلقه هاى همین سلسله نورانى و رشته مستمر ((وصایت )) بود. دراهمیت آن نیز، همین بس كه خداوند به پیامبرش فرمان اكید داد كه آن را به مردم ((ابلاغ )) كند و گرنه رسالت خدا را ابلاغ نكرده است . پس از انجام آن مراسم نیز، آیه ((اكملت لكم دینكم ;)) نازل شد كه نشان دهنده جایگاه والاى ولایت و رهبرى در اكمال دین و اتمام نعمت است .
غدیر، كاشتن بذر ولایت درجانها بود و نشان دادن خورشید، به گرفتاران ظلمتها. پیامبر خدا (ص ) در غدیر خم ، براى مسلمانانى كه ((طاعت خدا)) را در ((اطاعت از رسول )) به اثبات رسانده بودند، رهنمود داد كه ((اطاعت از اولى الامر)) را هم در این قائمه قرار دهند، كه آن هم اطاعت از خداست .
از این رو، غدیر خم ، عید ولایت و رهبرى ، عید عدالت و حق گسترى و عید بشریت و روز ((انسان )) است ، روز پیمان و میثاق با ((ولى خدا)) و ((دین خدا)) و ((رسول خدا)).
دریغ است كه بشر، سرچشمه ساز زلال ((ولایت على )) سیراب نشود.
بدون ولایت على ، كشتى مسلمانان به ساحل نجات و امنیت نمى رسد. در دنیاى طوفان زده ما، نوح ، على (ع ) است كه رهشناس است و موج آشنا و قاطع و هادى . امت بى امام ، رمه اى بى چوپان است و گله اى بى شبان و كشتى بى ناخدا و راه بى علامت و شب بى چراغ ! براى پیمودن این راه ، چه كسى رهشناس تر از ((مولود كعبه ))؟و قاطع تر از ((ابوتراب )) و پسندیده تر از ((مرتضى )) و والاتر از ((على ))؟
این بودكه رسول اكرم (ص ) از سوى پروردگار فرمان یافت تا ((حق مجسم )) را آشكارا در بازگشت از ((حجه الوداع ))، به مردم معرفى كند و ((على بن ابى طالب )) (ع ) را به امامت و خلافت نصب نماید تا پس از وى ، مردم در حیرت و ضلالت نمانند. پس ، چه روزى شایسته تر از ((غدیر)) براى عید گرفتن و بزرگ داشتن و شادمانى كردن ؟
آن چه مى خوانید، فشرده بحثى است كه مرحوم ((علامه امینى )) در جلد اول كتاب ارزشمند ((الغدیر))، تحت عنوان ((عید الغدیر فى الاسلام )) (1) آورده و با استفاده از منابع فراوان اهل
سنت و با تكیه بر روایات و نقلهاى راویان و بزرگان آن فرقه ، هم به عید بودن غدیر اشاره كرد، هم ریشه تاریخى موضوع را از زمان پیامبر اكرم (ص ) بررسى نموده است و این كه این مساله ، از روزگار حضرت رسول و از زبان و زمان او مطرح بوده است ، نه آن كه از اختراعات شیعه در قرون بعد و به دست معزالدوله باشد. تبریك و تهنیت گویى مسلمانان ، بخصوص ابوبكر و عمر را به على بن
ابى طالب (ع ) در همان روز غدیر به صورت مستند آورده و بحثى محققانه هم درباره سلسله سند این نقلها وروایات و معتبر بودن راویان و ناقلان حدیث غدیر و حدیث تهنیت ، از دیدگاه خود اهل سنت انجام داده است .
بخش ((عنایت خدا و رسول به غدیر)) از صفحه 12 همین جلد گرفته شده است .
در مواردى كه نقلهاى متعدد از منابع مختلف ، پیرامون یك موضوع آمده ، جهت پرهیز از طولانى شدن نوشته ، به ترجمه بعضى از آن نقلها اكتفا شده و به مضمون و محتواى بقیه موارد اشاره شده است .
امید است كه این نوشته ، خوانندگان گرامى را با گوشه اى از معارف والاى گنجینه پرگوهر ((الغدیر)) آشنا سازد و گامى كوچك در ارج نهادن به كار عظیم حضرت علامه امینى ((ره )) به شمار آید.
قم – جواد محدثى
دى 1375
عنایت خدا و رسول به ((غدیر))
خداى سبحان عنایتى فراوان داشت كه حدیث و ماجراى ((غدیر خم )) علنى و آشكار باشد، تا زبانها و نقلهاى راویان پیوسته بر مدار آن بچرخد، تا آن كه حجت و دلیلى آشكار براى حمایتگر بزرگوار دینش حضرت امام على (ع ) گردد.
از این رو، ابلاغ این ماموریت را هنگامى به پیامبرش داد، كه همراه جمعیت انبوهى از حج اكبر بازمى گشت . پیامبر خدا (ص ) نیز در حالى این دعوت را ابلاغ كرد كه توده هاى وسیعى از مردم از شهرها و آبادیهاى مختلف بر گرد او بودند. فرمان داد تا جلو رفتگان برگردند و عقب ماندگان برسند، آن گاه پیام را به همه گوشها رساند و به حاضران فرمان داد تا به غایبان برسانند، تا همگان راوى این حدیث باشند، در حالى كه حاضران بیش از صد هزارنفر بودند.
خداوند به این مقدار بسنده نكرد، بلكه در این باره آیاتى نازل فرمود، تا پیوسته و با گذشت روز و شب ، تلاوت شود، تا مسلمانان هر لحظه به یاد این ماجرا باشند و راه و پیشوایى را كه باید به او روى آورند و دین خود را از او فرا گیرند، بشناسند.
این عنایت و توجه خاص را رسول خدا (ص ) نیز داشت ، آن حضرت در آن سال ، گروههاى مختلف مردم را به حج فرا خواند و مردم ، دسته دسته به او پیوستند و پیامبر اكرم (ص ) مى دانست كه در پایان این سفر، آن ((خبر بزرگ )) را به آنان خواهد داد؛ خبرى كه قوام بخش بناى مكتب و مایه سرورى امت اسلام برامتهاى دیگر و سیطره حكومت اسلام بین خاور و باختر مى شد، اگر به مصالح امت مى اندیشیدند و راه روشن هدایت را مى دیدند و مى پذیرفتند.(2)
به خاطر همین هدف بود كه امامان (ع ) پیوسته یادآور این واقعه بودند و براى اثبات امامت امیرالمؤ منین (ع ) به آن احتجاج و استدلال مى كردند. خود حضرت امیر (ع ) نیزدر طول حیاتش به آن استدلال مى كرد و در اجتماعات و جلساتى كه مردم دور هم بودند، از كسانى كه در صحنه غدیر حضور داشتند مى خواست كه آن را بازگو كنند و شهادت دهند. همه اینها به این جهت بود كه داستان غدیر، على رغم گذشت دورانها و سالها، همچنان تر و تازه و شاداب بماند.
از این رو به پیروان خود دستور مى دادند كه روز غدیر را عید گرفته ، دور هم جمع شوند، به یكدیگر تبریك و شادباش گویند، تا آن حادثه بزرگ یاد شود (كه اشاراتى به این مساله خواهد آمد).
در روز غدیر، شیعیان در كنار مرقد مقدس علوى ، اجتماع شكوهمندى دارند كه بزرگان قبایل و چهره هاى برجسته شهرهاى دور و نزدیك ، براى گرامیداشت این خاطره گرامى جمع مى شوند و به نقل از پیشوایان دین ، زیارت بلندى را روایت و تكرار مى كنند كه متضمن دلائل امامت و حجتهاى استوارى از قرآن و حدیث در اثبات خلافت و به ویژه حدیث غدیر است . هر یك از آن هزاران نفر را
مى بینى كه با شادى و مسرت ، الفاظ آن را بر زبان جارى مى سازد و خدا را سپاس مى گوید كه او را بر این راه روشن ((ولایت ))، رهنمون شده است و خود را راوى آن فضیلت و اثبات كننده آن مى بیند كه به مفاد آن حدیث ، ایمان دارد. كسانى هم كه توفیق حضور در آن گردهمایى مقدس را ندارند، در شهرهاى دوردست ، هر جا هستند آن زیارت را تلاوت كرده و از همانجا به قبر شریف مولى اشاره مى كنند.
روز غدیر، برنامه هایى از قبیل روزه ، نماز و دعا دارد كه همه ، احیاگر یاد آنند و شیعیان در شهرهاى كوچك و بزرگ و دور و نزدیك و روستاها و آبادیها به آن مى پردازند. میلیونها نفر شیعه كه به یك سوم یا یك دوم مسلمانان تخمین زده مى شوند، راوى این حدیث و معتقد به آنند و آن را دین و آیین خویش قرار داده اند.
و اما كتب حدیث ، تفسیر، تاریخ و كلام شیعه ، بر هر كدام كه دست بگذارى ، مى بینى كه در اثبات داستان غدیر و استدلال به مفهوم حدیث غدیر، استوار و پرمطلب است ، چه كتبى كه احادیث را با سلسله سند تا به حضرت رسول (ص ) نقل كرده ، چه آن ها كه به خاطر اتفاقى بودن حدیث میان همه فرقه هاى اسلامى ، سند را نیاورده و احادیث را به صورت مرسل ، نقل كرده است .
فكر نمى كنم كه اهل سنت ، در اثبات این حدیث و پذیرش صحت آن و گرایش به مفاد آن و صحیح شمردن احادیث غدیر و ادعاى تواتر آن ، خیلى كمتر و عقب تر از شیعیان باشند! البته به جز عده اى كه بیراهه رفته اند و تعصب كوركورانه ، آنان رابه گفتار بى پایه واداشته است . آنان تنها خودشان را عالم و اندیشمند مى پندارند. وگرنه ، محققان برجسته و آگاه و خبره ، هیچ شكى در اعتبار سلسله سند حدیث غدیر ندارند و سند آن را به صورت تواتر، به صحابه و تابعین مى رسانند. (3)
عدم اختصاص به شیعه
از جمله چیزهایى كه موجب جاودانگى داستان غدیر گشته و مفاد آن را ثابت و محقق ساخته است ، ((عید)) قرار گرفتن آن است . روز غدیر، عید به شمار آمده و روز و شب آن همراه با عبادت و خشوع و جشن و نیكى به ضعیفان و توسعه بر خود و خانواده قرار گرفته است و مردم در این جشن ، لباسهاى خوب و زینتهاى خود را مى پوشند.
هرگاه كه مردم به اینگونه امور گرایش داشته باشند، در پى عوامل آن رفته ، از راویان آن جستجو كرده و به سرودن و نقل كردن پیرامون آن مى پردازند و اینگونه در هر دوره اى ، همه ساله توجه نسلها به آن معطوف مى شود و همواره سندهاى واقعه و متون و اخبار مربوط به آن ، خوانده مى شود و ماندگار مى گردد.
براى یك پژوهشگر در این مساله ، دو چیز آشكار مى گردد:
1 – اینكه این عید، تنها به شیعه مربوط نیست ؛ هرچند كه شیعه ، دلبستگى خاصى نسبت به آن دارد. فرقه هاى دیگر مسلمین هم در عید گرفتن غدیر، با شیعه شریكند و بزرگانى از غیر شیعه در فضیلت این روز و عید بودنش به خاطر تعیین امیرالمؤ منین (ع ) به مقام والاى ولایت از سوى حضرت رسول (ص ) سخنانى ابراز كرده اند، چرا كه این موسم ، موسم شادمانى هواداران على (ع ) است ، چه او را به عنوان جانشین بلافصل پیامبر بدانند، چه چهارمین خلیفه .(4)
كتب تاریخ ، درسهایى از این عید بر ما مى خواند و اینكه امت اسلامى در شرق و غرب ، در عید بودن آن متفق اند و مصریان و مغربیان و عراقیان ، به جایگاه آن اعتنا و اهتمام داشته اند و روز غدیر نزد آنان به عنوان روزى مشخص براى نماز، دعا، خطبه و م
دیحه خوانى مشهوربوده است و نامگذارى این روز به عید، مورد اتفاق بوده است .(5)
ابن خلكان مى نویسد: پیامبر اكرم (ص ) هنگام بازگشت از مكه در حجه الوداع ، وقتى به غدیر خم رسید، میان خود و على (ع ) عقد برادرى بست و او را براى خود، همچون هارون براى حضرت موسى (ع ) دانست و فرمود: ((خدایا دوستدارانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار، یارانش u200d را یاور باشد و خواركنندگانش را خوار كن )) و شیعه را به این روز، دلبستگى خاصى است .(6)
سخن ابن خلكان را مسعودى هم تایید كرده است ، آن جا كه مى گوید: ((فرزندان على (ع ) و شیعیان او این روز را بزرگ مى دارند.(7)
ثعالبى نیز پس از آن كه شب غدیر را از شبهاى مشهور نزد امت شمرده است ، مى نویسد: و این ، شبى است كه فردایش پیامبر خدا (ص ) در غدیر خم ، بر فراز جهاز شتران خطبه خواند و فرمود: ((من كنت مولاه فعلى مولاه ;)) و شیعیان ، این شب را گرامى داشته ، به احیاء و عبادت مى پردازند.(8) این ، به خاطر عقیده شیعه بر این نكته است كه نص صریح بر خلافت بلافصل امیرالمؤ
منین (ع ) وجود دارد و شهرت این شب به فضیلت و فرخندگى ، بر اساس این باور است كه در صبح این شب ، حادثه اى مهم و فضیلتى آشكار روى داده و آن روز را مشخص كرده و عیدى فرخنده ساخته است ، تا آن جا كه در سروده ها نیز در باب نیكویى و مسرت و جلوه ، به آن تشبیه مى كنند. تهنیت و شادباش گفتن ابوبكر و عمر و همسران پیامبر و صحابه آن حضرت ، به على (ع ) كه به فرمان پیامبر بود، از نشانه هاى دیگر عید بودن این روز است ، چرا كه تبریك و تهنیت ، از ویژگیهاى عیدها و روزهاى شادمانى است .
سابقه عید غدیر
2 – سابقه این عید، به زمانى دیرین و پیوسته به دوران پیامبر (ص ) مى رسد. آغاز آن همان روز غدیر در حجه الوداع بود، كه پیامبر خدا پایگاه و قرارگاه خلافت بزرگ خویش را بیان كرد و جایگاه دینى و دنیوى حاكمیت خویش رابراى جامعه دینى روشن ساخت و سطح بلند و والاى دینش را براى مردم تعیین نمود. از این رو، روزى برجسته گشت و جایگاه آن هر معتقد به اسلام را شادمان
ساخت ، زیرا پس از این رخداد، خاستگاه انوار فروزان دین روشن گشت و دیگر هوسها و جهالتها نخواهد توانست دین را به این سو و آن سو بگرداند. چه روزى بزرگتر از غدیر، كه خطوط اصلى سنتها و روشهاى روشن دین آشكار گشت و آیین به كمال رسید و نعمت پایان گرفت ، چیزى كه قرآن ، آن را اعلام نمود.
اگر روز بر تخت نشستن پادشاهان شایسته است كه جشن و چراغانى گرفته شود و اجتماعات برپا گردد و سخنرانیها و سرودها و مهمانیها برپا شود – آن چنان كه میان ملتها و نسلها رایج است – پس روزى كه حكومت اسلامى و ولایت دینى به فرمان صریح خداوند استقرار یافت و پیامبرى كه جز به حق سخن نمى گوید، آن را بیان كرد، سزاوارتر است كه عید گرفته شود و چون این عید، از اعیاد دینى است ، لازم است كه غیر از جشن و شادمانى ، چیزهایى به آن افزوده گردد كه موجب قرب به خداوند است ، همچون روزه ، نماز، دعا و;
از این رو، رسول خدا (ص ) فرمان داد همه كسانى كه در صحنه غدیر حضور داشتند، از جمله ابوبكر و عمر و بزرگان قریش و چهره هاى برجسته انصار و همسران پیامبر، به حضور امیرالمؤ منین شرفیاب شوند و او را به خاطر این منصب والا تهنیت بگویند.
متن تبریك
محمد بن جریر طبرى ، ضمن بیان ماجراى آن روز، چنین آورده است :
سپس پیامبر خدا (ص ) فرمود: اى مردم ! بگویید: ((با تو پیمان بستیم و با زبان و دست بیعت كردیم و متعهد شدیم كه به فرزندان و خانواده خویش u200d برسانیم و جایگزینى بر آن نخواهیم گزید و خدا را بر این میثاق ، شاهد مى گیریم )). آن چه را گفتم ، بگویید و به على (ع ) به عنوان ((امیرالمؤ منین )) سلام دهید و بگویید: ((الحمد لله الذى هدانا و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا الله )) – خدا را سپاس كه به این مرام ، هدایتمان فرمود و اگر خدا هدایت نمى كرد، راه را نمى یافتیم
– همانا خداوند هر صدایى و نهانى را مى داند. هركس پیمان شكند، به زیان خویش پیمان شكسته است و هركس به پیمان وفا كند، خداوند پاداشى بزرگ مى دهد. چیزى بگویید كه خدا را از شما راضى سازد و اگر ناسپاسى و كفران كنید، همانا خداوند از شما بى نیاز است .
زید بن ارقم گوید: آن گاه مردم شتافتند و چنین مى گفتند: آرى !شنیدیم و گوش به فرمانیم و فرمان خدا و رسول را به جان مى پذیریم .
اولین كسانى كه با پیامبر و على (ع ) دست دادند، عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عثمان ، طلحه ، زبیر و باقى مهاجرین و انصارو مسلمانان دیگر، تا آن كه پیامبر خدا نماز ظهرو عصر را با هم خواند. مراسم بیعت ادامه یافت ، تا آن كه آن حضرت ، نماز مغرب و عشاء را نیز با هم خواند و بیعت همچنان ادامه داشت .(9)و هرگاه كه گروهى براى بیعت مى آمدند، پیامبر مى فرمود: حمد خدایى را كه ما را بر جهانیان برترى داد. نیز نقل شده كه : عمر بیعت كرد و گفت : اى پسر ابوطالب ، گوارا باد بر تو كه مولاى من شدى ; و هر صحابى كه به دیدار على (ع ) مى آمد، آن گونه تهنیت مى گفت .(10)
نقل دیگر:; سپس رسول خدا (ص ) در خیمه مخصوص خود نشست و به امیرالمؤ منین هم فرمود تا در خیمه دیگرى بنشیند و به مردم فرمود كه در خیمه اش ، على (ع ) را تهنیت گویند. و چون مردم از تهنیت گویى فراغت یافتند، حضرت رسول همسران خود را فرمان داد كه نزد على (ع ) رفته ، به او تبریك گویند – و چنان كردند – از جمله كسانى از صحابه كه تبریك گفتند، عمر بن خطاب بود كه گفت : گوارا باد بر تو، اى فرزند ابوطالب !مولاى من و مولاى همه زنان و مردان مؤ من شدى .(11)
در ((حبیب السیر)) نیز نزدیك به همین مضمون آمده است .(12)
تهنیت گویى ابوبكر و عمر را، بخصوص ناقلان روایات و پیشوایان حدیث و تفسیر و تاریخ از اهل سنت آن قدر نقل كرده اند كه نمى توان شمار آنان را نادیده گرفت ، چه آنان كه مساله را به صورت یك واقعه حتمى و قطعى نقل كرده و از مسلمات دانسته اند، و چه كسانى كه با سندهاى صحیح از تعدادى از صحابه ، همچون ابن عباس ، ابوهریره ، براء بن عازب ، زید بن ارقم و; نقل كرده اند.(13)
به روایت انس : رسول خدا (ص ) دست على (ع ) را گرفت و او را بر فراز منبر بالا برد و فرمود: خداوندا! این از من است و من از اویم ، جز اینكه او نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى است . آگاه باشید! هر كس را من مولاى او بودم ، این على (ع ) مولاى اوست . على (ع ) با چشمانى پراشك از صحنه بازگشت ، عمر بن خطاب در پى او روان شد و به آن حضرت اینگونه تبریك و تهنیت گفت : ((بخ بخ یا ابا الحسن ! اصبحت مولاى و مولى كل مسلم )).
و به روایت براء بن عازب : در حجه الوداع همراه پیامبر آمدیم تا به میان مكه ومدینه رسیدیم . حضرت فرمود آمد و دستور داد كه همگان براى نماز فرود آیند. سپس دست على (ع ) را گرفت و فرمود: آیا من از مؤ منان نسبت به خودشان شایسته تر نیستم ؟ گفتند: چرا. فرمود: ((پس من بر هركس ولایت دارم ، این على ، ولى اوست . خداوندا دوستدارانش را دوست بدار و با دشمنش دشمنى كن . هركسى را كه من مولاى او هستم ، على مولاى اوست )). و این سخن را رسول خدا با رساترین صدا بیان مى كرد.
پس از آن ، عمر بن خطاب ، على (ع ) را دیدار كرد و گفت : اى پس ابوطالب ! گوارا باد بر تو. اكنون مولاى من و مولاى هر زن و مرد مسلمان شدى ((هنیئا لك یابن ابى طالب . اصبحت مولاى و مولى كل مؤ من و مؤ منه .))
عید غدیر و عترت پیامبر (ص )
بریك گویى ولایت در غدیر كه به فرمان حضرت رسالت بود و آن بیعت یاد شده و شادمانى رسول اكرم (ص ) كه فرمود: الحمد لله الذى فضلنا على جمیع العالمین ، و نزول آیه قرآن كه به صراحت ، این روز را روز اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودى پروردگار به واقعه آن روز دانسته است ، رمز عید بودن غدیر است . این نكته را حتى طارق بن شهاب مسیحى كه در مجلس u200d عمر بن خطاب حضور داشت فهمیده بود، كه گفت : اگر این آیه (14)در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه را عید مى
گرفتیم (15) و هیچ یك از حاضران حرف او را رد نكردند و عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود. و این پس از نزول آیه تبلیغ (16) بود كه متضمن نوعى تهدید بود كه پیامبر، به خاطر پرهیز و بیم از پیامدهاى ابلاغ آن پیام آشكار از طرف امت ، تاخیر در رساندن پیام الهى نكند.
همه این ویژگیها براى این روز بزرگ ، موقعیتى والا و ارزشمند پدید آورد، آن چنان كه رسول خدا (ص ) و ائمه هدى و مومنانى كه پیرو آنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از ((عید گرفتن )) این روز نیز همین است . خود حضرت رسول نیز به این نكته اشاره و تصریح فرموده است ، از جمله در روایتى كه مى فرماید:
((روز غدیر خم ، برترین اعیاد امت من است . روزى است كه خداى متعال مرا فرمان داد تا برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله او راهنمایى شوند، و آن ، روزى است كه خداوند در آن روز، دین را كامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام را به عنوان دین ، برایشان پسندید.))
كلام دیگر پیامبر كه فرموده بود: ((به من تهنیت بگویید، به من تهنیت بگویید))(17) نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر در كلام حضرت رسالت است .
خود امیرالمؤ منین (ع ) در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه عید فرمود:
((خداوند متعال براى شما مؤ منان ، امروز دو عید بزرگ و شكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هر كدام به دیگرى است ، تا نیكى و احسان خویش را درباره شما كامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شمارا دنباله روكسانى قرار دهد كه با نور هدایتش روشنایى گرفته اند و شما
را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحو كامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرار داده و به آن فراخوانده است ، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مؤ منان و بیان خشیت تقوا پیشه گان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى مطیعان درروزهاى دیگر قرارداده و كمال این عید، فرمانبردارى از امر الهى و پرهیز ازنهى او و گردن نهادن به طاعت اوست . پس توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر (ص ) پذیرفته
نیست و دین ، جز با قبول ولایت به امر الهى قبول نمى شود و اسباب طاعت خدا جز با چنگ زدن به دستگیره هاى خدا و اهل ولایت ، سامان نمى پذیرد. خداوند در روز غدیر، بر پیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگر اراده اش درباره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس u200d نداشته باشد و حفاظت او را عهده دار شد;
(تا آن جا كه فرمود:) رحمت خدا بر شما باد! پس از پایان این تجمع ، به خانه ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهید و به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانیتان كرده سپاس گویید، با هم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند بر شما منت نهاد، و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته و آینده قرار داده است . نیكى دراین روز، ثروت را مى افزاید و عمر را طولانى مى كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در این روز، موجب رحمت و لطف خدا مى شود. تا مى توانید، در این روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابراز شادمانى و سرور كنید;))(18)
ائمه اهل بیت ، این روز راشناخته و شناسانده و آن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عید گرفتن آن دستور دادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.
فرات بن احنف مى گوید: به امام صادق (ع ) عرض كردم : جانم فدایت !آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آرى !با فضیلت ترین ، بزرگترین و شریفترین روز عید نزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت و بر پیامبرش محمد (ص ) این آیه را نازل فرمود: ((الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)). گفتم : آن كدام روز بود؟فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى اسرائیل مى خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى داد، آن روز را عید قرار مى دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم (ص )، على (ع ) را به عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت و نعمت خدا بر مؤ منان ، تمام شد. گفتم : آن روز، كدام روز از سال است ؟ فرمود: روزها جلو وعقب مى افتد، گاهى شنبه است ، گاهى یك شنبه ، گاهى دوشنبه ، تا; آخر هفته . گفتم : در آن روز، چه كارى سزاوار است كه انجام دهیم ؟فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز و شكر و حمد خداوند و شادمانى است ، به خاطر منتى كه خدا بر شما نهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه بگیرید.(19)
حسن بن راشد از امام صادق روایت مى كند كه به آن حضرت عرض كردم : جانم فدایت ! آیا مسلمانان راجز عید فطر و قربان ، عیدى است ؟فرمود: آرى اى حسن ! بزرگتر و شریف تر از آن دو. پرسیدم : چه روزى است ؟فرمود: روزى كه امیرالمؤ منین (ع ) به عنوان نشانه راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم : فداى شما!در آن روز چه كارى سزاوار است كه انجام دهیم ؟فرمود: روزه مى گیرى و بر پیامبر و دودمانش درود مى فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به درگاه خدا تبرى مى جویى . همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش دستور مى دادند روزى را كه جانشین تعیین شده ، ((عید)) بگیرند. پرسیدم : پاداش كسى كه آن روز راروزه بگیرد چیست ؟فرمود: برابر با روزه شصت ماه است .(20)
نیز عبدالرحمان بن سالم از پدرش روایت كرده كه : از حضرت صادق (ع ) پرسیدم : آیا مسلمانان غیر از جمعه ، قربان ، فطر، عیدى دارند؟فرمود: آرى ، عیدى محترم تر. گفتم : چه روز؟ فرمود: روزى كه حضرت رسول (ص )، امیرالمؤ منین را به امامت منصوب كرد و فرمود: ((من كنت مولاه فهذا على مولاه )). عرض كردم : آن روز، چه روزى است ؟فرمود: به روزش چه كار دارى ؟ سال درگردش
است ، ولى آن روز، هیجدهم ذى حجه است . پرسیدم : در آن روز چه كارى شایسته است انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یاد كردن محمد و آل محمد، خداوند را یاد مى كنید. همانا پیامبر اكرم (ص ) به امیرالمؤ منین توصیه فرمود كه مردم این روز را عید بگیرند. پیامبران همه چنین مى كردند و به جانشینان خود وصیت مى كردند كه روز تعیین جانشین را عید بگیرند.(21)
امام صادق (ع ) نیز روزه غدیر خم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند مى دانست و آن را ((عید بزرگ خدا)) مى شمرد.
در ((خصال )) صدوق از مفضل بن عمر روایت آمده كه : به حضرت صادق (ع ) عرض كردم : مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهار عید. گفتم : عید فطر و قربان و جمعه را میدانم . فرمود: برتر از آنها روز هیجدهم ذى حجه است ، روزى كه پیامبر خدا (ص )، حضرت امیر (ع ) را بلند كرد و او راحجت بر مردم قرار داد. پرسیدم : دراین روز، چه باید بكنیم ؟ فرمود: با آن كه هر لحظه باید خدا را شكر كرد، ولى دراین روز، بشكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت . انبیاى دیگر نیز اینگونه به اوصیاى خود سفارش مى كردند كه روز معرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.
در حدیث دیگرى (22) امام صادق (ع ) آن روز را روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن رابر مؤ منان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت را بر آنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش را تجدید كرده است . امام ، غدیر خم را روز عید و شادمانى و سرور و روز روزه شكرانه دانسته كه روزه اش معادل شصت ماه از ماههاى حرام است .
در حدیثى دیگر است كه ، حضرت صادق (ع ) در حضور جمعى از هواداران و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان و شیعیانمان عید قرار داد، مى شناسید؟گفتند: خدا و رسول و فرزند پیامبر داناتر است ،
آیا روز فطر است ؟ فرمود: نه . گفتند: روز قربان است ؟فرمود: نه ، هرچند این دو روز، بسیار مهم و بزرگند، اما روز ((فروغ دین )) از اینها برتر است ، یعنى روز هیجدهم ذى حجه ; تا آخر حدیث .
فیاض بن محمد بن عمر طوسى در سال 259 (در حالى كه خودش 90 سال داشت ) گفته است كه حضرت رضا (ع ) را در روز غدیر ملاقات كردم ، در حالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى بودند و امام ، آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به خانه هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشتر فرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود و پیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى فرمود.
محمد بن علاء همدانى و یحیى بن جریح بغدادى مى گویند: ما به قصد دیدار احمد بن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى (ع )) در شهر قم به درخانه اش رفته ، در زدیم . دختركى آمد. از او درباره احمد بن اسحاق پرسیدیم ، گفت : او مشغول عید خویش است ، امروز عید است . گفتیم : سبحان الله ! عید شیعیان چهار تاست : عیدقربان ، فطر، غدیر و جمعه .(23)
پاسخى به یك دروغ
تا اینجاى بحث ، حقیقت این عید و ارتباط آن را با همه امت و سابقه آن را كه به دوران پیامبر اكرم (ص ) میرسد، فهمیدیم . پس از عهد پیامبر نیز، عید گرفتن این روز، از امامى به امام دیگر رسیده است و امینان وحى الهى ، همچون امام صادق و امام رضا (ع ) آن را آشكار كرده و یادش را زنده نگهداشته اند. پیش از آنان هم امیرالمؤ منین (ع ) احیاگر این عید بود.
سخن و عمل امام صادق و امام رضا (ع ) درزمانى بود كه هنوزنطفه ((آل بویه )) بسته نشده بود و روایات این دو امام در تفسیر فرات و كافى كه در قرن سوم تالیف شده اند، آمده است و اینگونه روایات ، مدرك و منبع شیعه است كه این روز را از دیر زمان عید گرفته اند، در سایه عمل به آن سخنان نورانى و طلایى امامان .
اكنون تعجب از ((نویرى )) و ((مقریزى )) است كه گفته اند این عید را معزالدوله در سال 352 پدید آورده است و آن را از بدعتهاى شیعه شمرده اند.
نویرى ضمن برشمردن اعیاد اسلامى ، گفته است : یك عید هم هست كه شیعه آن را ساخته اند و نامش را عید غدیر گذاشته اند و سبب آن ، عقد اخوتى بوده كه پیامبر، میان خود و على (ع ) در روز غدیر خم بست و ((غدیر)) بركه اى است كه آب چشمه در آن بریزد و اطرافش درختهاى انبوه باشد. بین غدیر و چشمه ، مسجد پیامبر است . روزى را كه شیعه عید ساخته اند، هیجدهم ذى
حجه است ، چرا كه آن برادرى در حجه الوداع سال دهم هجرى بود و اینان شب غدیر را با نماز زنده مى دارند و فردایش ، پیش از زوال ، دو ركعت نماز مى خوانند و شعارشان در این روز، پوشیدن جامه نو و آزاد كردن برده و نیكى به دیگران و قربانى كردن است و اولین كسى كه این روز را عید قرار داد، معزالدوله بود (كه اخبار او را در قضایاى سال 352 خواهیم آورد). و چون شیعه ، این عید را ساختند و از سنتها و مراسم خویش قرار دادند، عوام اهل سنت نیز در سال 389، مثل شیعیان
روزى را روز شادى و جشن قرار دادند و آن را هشت روز پس از عید شیعه تعیین كردند و گفتند: این روز، روز داخل شدن پیامبر و ابوبكر به غار است و در این روز، زیورها و جشنها و آتش افروختنهایى را رسم نمودند;))(24)
مقریزى نیز گفته است : عید غدیر، عید مشروعى نبوده و هیچ یك از پیشینیانى كه مقتداى مردمند به آن عمل نكرده اند و اولین بارى كه در تاریخ اسلام دیده شده ، در روزگار معزالدوله است كه در سال 352 آن را بنا نهاد و شیعه نیز از آن پس ، غدیر را عید قرار داد;(25)
چه مى توان گفت درباره نگارنده اى كه پیش از آن كه حقیقت تشیع را بشناسد، درباره تاریخ شیعه مى نگارد، یا آن كه حقیقت را شناخته ، ولى هنگام نگارش ، آن را فراموش كرده است ، یا به دلایلى از آن چشم پوشیده ، یا آن كه نمى فهمد چه مى گوید، یا آن كه به آن چه مى گوید، بى اعتناست ! مگر مسعودى (م 346) نمى گوید: فرزندان و شیعیان على (ع ) این روز را گرامى مى دارند؟(26) مگر كلینى ، راوى حدیث در كافى (م 329) و پیش از او فرات كوفى در تفسیرش آن را نگفته است ؟ این كتابها پیش از تاریخى كه مقریزى گفته (یعنى 352) تالیف شده است . مگر
فیاض بن عمر در سال 259 از آن خبر نداده و نگفته است كه امام رضا (ع ) را دیده است كه این روز را عید مى گرفت و فضیلت و سابقه اش را مى گفت و آن را از پدرانش از امیرالمؤ منین نقل مى كرد؟ مگر امام صادق (ع ) (م 148) خبر از آن نداده و اینكه پیامبران پیشین هم روز نصب وصى را عید مى گرفتند، آن گونه كه سلاطین و امرا، روز به تخت نشستن خود را عید مى گرفتند؟امامان شیعه (ع ) در دورانهاى كهن و زمان خویش پیروانشان را به انجام كارهاى نیك و دعا و عبادت در این روز دستور مى دادند. حدیثى كه از ((مختصر بصائر الدرجات )) نقل شد، نشان مى دهد كه در اوایل قرن سوم ، غدیر از اعیاد چهارگانه مشهور شیعه بوده است .
این است حقیقت غدیر. اما آن دو نویسنده خواسته اند از شیعه ایراد بگیرند، آن سابقه شایسته را انكار كرده و غدیر را از بدعتهاى منسوب به معزالدوله دانسته اند و به خیال خود پنداشته اند كه هیچ تاریخ شناسى سخن آنان را به نقد نخواهد كشید!;
تاج امانت
چون صاحب خلافت و ولایت ، به منصب جانشینى پیامبر (ص ) معین شد، شایسته بود كه تاجگذارى كند، همچنانكه سلاطین و امیران عادت دارند.
تاجهاى زرین و جواهرنشان ، از نشانه هاى پادشاهان ایران بود و عرب ، عمامه را جایگزین تاج ساخته بود. جز بزرگان و اشراف ، عمامه بر سر نمى نهادند و دیگران بیشتر در صحرا و دشت ، سر برهنه بودند، یا كلاه بر سر داشتند. عمامه نزد عرب ، به منزله تاج نزد دیگران بود. از این رو از پیامبر اكرم (ص ) نقل شده است كه عمامه ها، تاجهاى عرب است ((العمائم تیجان العرب ))(27) و به عمامه ، تاج مى گفتند و افراد اندكى عمامه داشتند و هرگاه مى خواستند كسى را به سرورى و بزرگى برسانند عمامه اى سرخ بر سرش مى نهادند. از لقبهاى پیامبر نیز یكى ((صاحب التاج )) است ، یعنى صاحب عمامه .(28)
بر این اساس ، رسول خدا (ص ) در روز غدیر، امیرالمؤ منین را به شكل خاصى عمامه بر سر نهاد كه نشانگر شكوه و جلوه او باشد. به دست مباركش ، عمامه مخصوص خودش را (به نام سحاب ) در برابر دیدگان آن جمع انبوه ، بر سر على (ع ) نهاد، تا نشان دهد كه این تاجدار، همچون خود رسول الله ، حاكم و فرمانرواست ، جز این كه ابلاغگر از سوى آن حضرت و جانشین پس از اوست .
از خود على (ع ) روایت است كه : پیامبر اكرم روز غدیر خم بر سر من عمامه گذاشت و یك طرف آن را از پشتم آویخت (و در نقل دیگر: یك طرف آن را روى دوشم انداخت ); خداوند، روز جنگ بدر و حنین ، مرا با فرشتگانى امداد كرد كه این عمامه را بر سر داشتند. نیزاز او روایت است كه چون حضرت رسول (ص ) عمامه بر سر على (ع ) نهاد، فرمود: برو، رفت ، فرمود: بیا، آمد. آن گاه روى به اصحاب فرمود: تاج فرشتگان نیزهمین گونه است .(29)
این روز تاجگذارى ، فرخنده ترین روز در اسلام و بزرگترین عید براى موالیان امیرالمومنین (ع ) است . و در عین حال ، یكى ازعوامل و انگیزه هاى كینه توزى ناصبى ها با على (ع ) است .
تذكر:
(مولف بزرگوار، علامه امینى (ره ) پس از این بحث ، سخن مبسوطى پیرامون سند حدیث دارد. از آن جا كه ممكن است برخى كج اندیشان و مغرضان نسبت به سند حدیث غدیر تشكیك كنند و آن را ضعیف بشمارند، مولف بر اساس مستندات فراوان ، نظرات محققان و مولفان و صاحبنظران اهل سنت را كه درباره حدیث و سند و رجال ، اظهارنظر مى كنند، آورده و از زمانهاى كهن تا عصر حاضر را مورد بررسى قرار داده است كه همه ، حدیث را متقن و راویان آن را موثق شمرده اند.
تعابیرى كه در نوشته هاى آنان به كار رفته ، متنوع است ، از قبیل : حدیث حسن ، صحیح ، متواتر، مامون علیها، موافق بالاصول ، ثابت ، لااعرف له عله ، اجماعى ، مستفیض ، مشهور، روته الثقات ، قویه الاسناد، حسان ، لامریه فیه ، اتفق علیه جمهور اهل السنه ، نص ، المفیده للعلم ، طرقه
كثیره ، رواه من الصحابه عدد كثیر و; كه همه ، حاكى از اعتبار این حدیث ، بخصوص ذیل آن كه مربوط به تهنیت گویى دوخلیفه به على بن ابى طالب (ع ) است ، مى باشد و پاسخى علمى و محققانه است به كسانى كه حدیث غدیر یا ذیل آن را تضعیف و تشكیك كرده اند. این بحث گسترده و محققانه در ص 249 تا 313 كتاب آمده است .)
(مترجم )

دانلود پایانامه...
ما را در سایت دانلود پایانامه دنبال میکنید
برچسب: مقاله,مقاله isi,مقاله نویسی,مقاله فارسی,مقاله چیست,مقاله علمی پژوهشی,مقاله های isi,مقاله مروری,مقاله رایگان,مقاله علمی, نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 7:04